
متن مداحی گفته بودم بهش توی خیمه نمیشینم محمود کریمی

گفته بودم بهش، توی خیمه نمیشینم
من به غیر از عمو، هیچکسی رو نمیبینم
♪♪♪
عمّه جان! دستمو رها نمیکنی چرا؟!
من میخوام با عمو برم به روی نیزهها
روی سینهی عمو، نشسته شمر بیحیا
♪♪♪
دارن آماده میشن
بیان به خیمهها
♪♪♪
تشنمه؛ بذار برم به دریا برسم
از رو دستای عمو به بابا برسم
زیر دست و پا برم به زهرا برسم
♪♪♪
گفته بودم بهش که من از خون نمیترسم
از چیزی جز فراق «عمو جون» نمیترسم
♪♪♪
عمّه جانم! توروخدا بهم نگو بمون
ببین از هر رگاش، بلنده فوّارهی خون
سمت قتلگا دارن میبرنش کشونکشون
♪♪♪
عمّه جون میگه بابام
خودت رو برسون
♪♪♪
بی عمو برای من، بهشتم قفسه
بسکه خون رفته ازش، دیگه بینفسه
من میرم تا که خدا به دادم برسه
♪♪♪
از دل خیمهها، آتیش شعلهور اومد
سپر یوسف فاطمه، بیسپر اومد
♪♪♪
از خدا بیخبرا! چند نفر به یک نفر
راهو وا کنید؛ اومد از خیمه، آخرین پسر
پیش تیغ حرمله، میشم برات سینه سپر
♪♪♪
دست خالیم، سپر شد
برات آخر سر
♪♪♪
نیزهی بغض تو رو، روو قلبم زدنو
میشنوم حالا صدای بابام حسنو
مثل تو، بابام حسن بغل کرده منو
- عنوان اثر گفته بودم بهش توی خیمه نمیشینم
- موضوع متن آهنگ
- مداح محمود کریمی
- کد آهنگ 300422
- تاریخ انتشار 14 مرداد 1401




