
متن مداحی میراب آب بود و لب تشنه جان سپرد میثم مطیعی

عشاق چون به درگهِ معشوق رو کنند
از آب دیدگان تنِ خود شستشو کنند
اول قدم ز جان و سرِ خویش بگذرند
در خون دل، تهیه ی غسل و وضو کنند
از تیغ دوست بر تنشان زخمی ار رسد
آن زخم را ز سوزن مژگان، رفو کنند
هر تیر آب دار که آید زشَست دوست
آن تیر را به سینهی سوزان فرو کنند
قربانِ عاشقی که شهیدان کوی عشق
در روز حشر رتبهی او آرزو کنند
عباس نامدار که شاهان روزگار
از خاک کوی او طلب آبرو کنند
میرابِ آب بود و لب تشنه جان سپرد
می خواست آب کوثرش اندر گلو کنند
بی دست ماند و داد خدا دست خود به او
آنان که منکرند بگو رو به رو کنند
گر دست او، نه دست خدایی است، پس چرا
از شاه تا گدا، همه روسوی او کنند
درگاه او چون قبلهی ارباب حاجت است
باب الحوائجش همه جا گفتگو کنند
ذاکر برای آن که مسمّی به اسم اوست
امید آن که عاقبتش را نکو کنند
- عنوان اثر میراب آب بود و لب تشنه جان سپرد
- موضوع متن آهنگ
- مداح میثم مطیعی
- کد آهنگ 305878
- تاریخ انتشار 7 مرداد 1402





