متن مداحی آهسته زیر لب به خودش گفت کربلاست میثم مطیعی

میثم مطیعی شب دوم محرم 97

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست
این سرزمین غم‌زده، در چشمم آشناست
این سرزمین که بوی نی و نیزه می‌دهد
این سرزمین تشنه که آبستن بلاست
♪♪♪
گفتند: «طفّ» و «ماریه» و «شاطِیءُ الفُرات»
گفتند: «غاضریّه» و گفتند: «نینوا»ست
دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح
♪♪♪
آهسته زیر لب به خودش گفت: «کربلا»ست
طوفان وزید از وسط دشت، ناگهان رسانه آهنگ
افتاد پرده، دید سرش روی نیزه‌هاست
♪♪♪
زخمی‌تر از مسیح، در آن روشنای خون
روی صلیب دید، سر از پیکرش جداست
طوفان وزید، قافله را بُرد با خودش
♪♪♪
شمشیر بود و حنجره و دید در مناست
باران تیر بود که می‌آمد از کمان
بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست
♪♪♪
افتاد پرده، دید به تاراج آمده ا‌ست
مردی که فکرِ غارتِ انگشتر و عباست
برگشت اسب، از لب گودال قتلگاه
افتاد پرده، دید که در آسمان، عزاست
♪♪♪
شاعر: مریم سقلاطونی

  • عنوان اثر آهسته زیر لب به خودش گفت کربلاست
  • موضوع متن آهنگ
  • مداح
  • کد آهنگ 270927
  • تاریخ انتشار 23 مرداد 1400
جدیدترین آثار میثم مطیعیهمه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پلیر رسانه آهنگ
00:00
00:00
00:00
لیست پخش
دانلود