متن آهنگ ( متن ترانه ) گریه های سحرم وقف غریبی تو بود (روضه)

حسرت دیدن تو حسرت ساعات من است
سوختن پای غمت روح عبادات من است
با دعای فرجت، حاجت دنیا دارم
شررمساری من از زشتی نیّات من است
دلخوشم من به کریمی که به او بد کردم
او ولی جای غضب، فکر مراعات من است
تو دعا میکنی و سر به سلامت دارم
نافله خواندن تو حرز بلیات من است
گریههای سحرم وقف غریبی تو بود
گریههای سحرم خیر و مبرات من است
تا نیایی گره از کار دلم وا نشود
بی تو هر روز خودش روز مکافات من است
چه کسی گفته اگر که بروم کرب و بلا
پیرهن یا کفنی هدیه و سوغات من است
داغدار بدنی زیر سمّ اسبانیم
همهی عزت من اوج مصیبات من است
یل یلانم را به میدان آورم
شیرمردانی به گردان آورم
نوگلانی عشق پرور، باشرف
از تبار و تیره ی شاه نجف
این یکی مرد هم آورد سپاه
آن یکی از حمله اش خصمش تباه
با تو کی گفته که زینب کم گذاشت؟
در ره تو یک فدایی هم نداشت
هر چه دارم یا اخا قربان تو
هستی ام امروز گل ریزان تو
این منو این هم دو لشکر یا حسین
این فدایی های خواهر یا حسین
گفتی از خواهر خجالت میکشم
من مگر دست از وصالت میکشم
باشد این که دور از میدان شوم
مطمئن باش از نظر پنهان شوم
من به این طفلان اگر چه مادرم
مادرم اما تورا من خواهرم
گر چه بینم حاصلم را غرق خون
از حرم هرگز نمی آیم برون
بین خون هرچند دست و پا زنند
شعله گر بر زینب کبری زنند
تو به پیش دیده دست و پا نزن
ای غریب آتش به جان من نزن
کاش می شد نیزه بارانم کنند
تیر باران همچو طفلانم کنند
خدشه ای اما نیافتد بر رویت
در امان از سنگ باشد ابرویت
- عنوان اثر گریه های سحرم وقف غریبی تو بود (روضه)
- موضوع متن آهنگ
- کد آهنگ 130892
- تاریخ انتشار 4 شهریور 1398
