
متن آهنگ کاوه کیانی طالع

تا دل ما دل بشود ، دل به کسی باز مده
تا که به سامان برسم دست دلت ساز مده
تا که به خوابم نرسی ، صبح تو آغاز مکن
تا که به کویت برسم ، نیّت پرواز مکن
♪♪♪
جان تو ، جانانه تویی، جام تو ، پیمانه تویی
من همه رقصم همه شور ، مطرب فرزانه تویی
♪♪♪
باز ، اگر کار نشد، طالع من یار نشد
فرصتم از دست بِرَفت ، بخت مدد کار نشد
صبر تو کن تا که شبی ، جان برسانم به لبی
در طلبت خرقه دَرَم ، وارهَم از بی ادبی
♪♪♪
جان تو ، جانانه تویی، جام تو ، پیمانه تویی
من همه رقصم همه شور ، مطرب فرزانه تویی
♪♪♪
یار اگر یار شود، بخت مدد کار شود
طالع ما خنده کند، مهره ی ما مار شود
نور پدیدار شود ، زلف مرا شانه کند
یار به دلداری من باده به پیمانه کند
♪♪♪
جان تو ، جانانه تویی، جام تو ، پیمانه تویی
من همه رقصم همه شور ، مطرب فرزانه تویی
- عنوان اثر طالع
- موضوع متن آهنگ
- خواننده کاوه کیانی
- ترانه سرا حمزه اولیازاده
- کد آهنگ 192053
- تاریخ انتشار 18 اسفند 1398

