متن آهنگ هزار سال خستگی رضا صادقی

Reza Sadeghi Hezar Sal Khastegi
من از هزار سال خستگی
از کنج زندون اومدم
دلم کویر غربته به عشق بارون اومدم
غرور تیکه تیکمو میخوام که مرهم بذارم
غصه های یه عمرمو رو دوش عالم بذارم
♪♪♪
من پی دست پاکیم غبار قلب پیرمو
پاک کنه و رها کنه رویا های اسیرمو
میخوام که از یاد ببرم هرچی ازم گرفته شد
میخوام فراموش بکنم،که هرچی رشتم پنبه شد
♪♪♪
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل اونقدر تنگ میشه
که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هست
گاهی چقدر غم میاره
بالا رفتیم ماست بود اون پایینا دوغ بود
غصه ی عشق ساده انگار همش دروغ بود
♪♪♪
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی،کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل اونقدر تنگ میشه
که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هست
گاهی چقدر غم میاره
♪♪♪
بالا رفتیم ماست بود اون پایینا دوغ بود
غصه ی عشق ساده انگار همش دروغ بود
بالا رفتیم ماست بود اون پایینا دوغ بود
غصه ی عشق ساده انگار همش دروغ بو
بالا رفتیم ماست بود اون پایینا دوغ بود
غصه ی عشق ساده انگار همش دروغ بودد
