
متن آهنگ مهر و ماه محمد اصفهانی

یکنفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری
گو که ز هجرش به فغانم به فغانم
ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم من غرق گناهم تو عذر گناهی
روز و شبم را تو چو مهری و چو ماهی
چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی
♪♪♪
چون باده به جوشم در جوش و خروشم
من سر زلفت به دو عالم نفروشم
همه شب بر ماه وپروین نگرم مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم ؟ چه بگویم ؟ به که گویم این راز
غمم این بس که مرا کس نبود دمساز
- عنوان اثر مهر و ماه
- موضوع متن آهنگ
- خواننده محمد اصفهانی
- کد آهنگ 212523
- تاریخ انتشار 20 خرداد 1399
جدیدترین آثار محمد اصفهانیهمه




