
متن آهنگ غم دلدار محمد اصفهانی

یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمعِ روشنم
هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
من آفتاب انورم خوش پرده ها را بر درم
من نو بهارم آمدم تا خارها را برکَنم
♪♪♪
تو عشقِ زیبایِ منی هم من توام هم تو منی
خشمین تویی راضی تویی هم شادی و هم درد و غم
لطفِ تو سابق می شود جانِ من عاشق می شود
بر قهر ، سابق می شود چون روشنایی بر ظُلَم
گویم سخن را باز گو مردی کَرم ز آغازگو
♪♪♪
هین بی ملولی شرح کن من سخت کُند و کودنم
گوید که آن گوشِ گران بهتر زهوشِ دیگران
صد فضل دارد این بر آن کانجا هوا اینجا منم
رو رو که صاحب دولتی جانِ حیات و عشرتی
رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم
هم کوه و هم عنقا تویی هم عروه الوثقی تویی
- عنوان اثر غم دلدار
- موضوع متن آهنگ
- خواننده محمد اصفهانی
- کد آهنگ 212538
- تاریخ انتشار 20 خرداد 1399




