
متن آهنگ دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید محمدرضا شجریان

دمی با همدمی خرم زجانم بر نمی آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی بینم
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی بینم
مرا رازی است اندر دل
مرا رازی است اندر دل به خون دیده پرورده، به خون دیده پرورده
و لیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
و لیکن با که گویم، با که گویم راز
♪♪♪
چون محرم نمی بینم، چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم، نمی یابم، درمان نمی یابم
قناعت می کنم با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم
تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم
کنون دم درکش ای سعدی
دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد
به امید دمی با دوست، وان دم هم نمی بینم
- عنوان اثر دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید
- موضوع متن آهنگ
- خواننده محمدرضا شجریان
- کد آهنگ 234986
- تاریخ انتشار 18 مهر 1399
جدیدترین آثار محمدرضا شجریانهمه

خواننده : محمدرضا شجریان
آهنگساز : پرویز مشکاتیان

خواننده : محمدرضا شجریان
سبک : سنتی

خواننده : محمدرضا شجریان
آهنگساز : محمدرضا شجریان, پرویز مشکاتیان

