
متن آهنگ اوج غروب مجتبی کبیری

بازیه شومینه خاموش،خونه تو اوج غروبه
واسه آدمی که قلبش،عینهو قطب جنوبه
♪♪♪
هوایی نیست تو اتاقم، بس که هردقیقه خاک خورد
از همون لحظه که رفتی،انگاری یه شهروآب برد
♪♪♪
جوری رفتی که توعشقت،صدسالم بگذره گیرم
به چه قیمتی می خوای من،این شکست وبپذیرم
♪♪♪
اینه حال و روزم امشب،قلب من زلزله خیزه
لااقل خوبه که این سقف،رو سر خودم میریزه
♪♪♪
من آب از سرم گذشته، دیگه این حرفاجدید نیست
بدون ازکسی که تنهاس،دیگه هیچ چیزی بعید نیست
♪♪♪
بی تو از زندگی خستم، اعتراف مرگ یه مرده
من می ترسم اززمستون،وقتی داره برمی گرده
- عنوان اثر اوج غروب
- موضوع متن آهنگ
- خواننده مجتبی کبیری
- ترانه سرا اسماعیل داور پناه
- کد آهنگ 324200
- تاریخ انتشار 24 اردیبهشت 1403
جدیدترین آثار مجتبی کبیریهمه




