متن آهنگ آستان جانان محمدرضا شجریان

Mohammadreza Shajarian Tasnife Astane Janan
راهی بــزن که آهی
راهی بزن که آهی بر سـاز آن توان زد
شعری بخــوان که با آن
شِعری بخــوان که با آن رطل گـِران توان زد
شد رهزن سلامت زُلف تو وین عجب نیست
شــد رهزن سلامت زُلف تو وین عجب نیـست گَر راهـزن تو باشی
صد کاروان توان زد صد کاروان توان زد
شــد رهزن سلامت زُلف تو وین عجب نیـست گَر راهـزن تو باشی
صــد کاروان توان زد صــد کاروان توان زد
♪♪♪
بر آستان جانان گَر سر توان نهادن
بر آستان جانان گَر سر توان نهــادن
گُلبانگ سربلندی گُلبانگ سربلندی!! بر آسمـان توان زد
درویش را نباشد، برگ سرای سُلطان درویش را نباشد، برگ سرای سُلطان
ماییــم و کهنه دَلقی ماییــم و کهنه دَلقی
کاتش در آن توان زد کاتش در آن توان زد
قد خمـیده ما سهلت نمــاید امّا
بر چشم دشمنان، تیر از این کمان تــوان زد
بر چشـــم دُشـمنان، تیر از این کَمان تـــوان زد
- عنوان اثر آستان جانان
- موضوع متن آهنگ
- خواننده محمدرضا شجریان
- کد آهنگ 235163
- تاریخ انتشار 20 مهر 1399
