
متن آهنگ ( متن ترانه ) عمو زنجیرباف مسعود عامری

بشکند چون در گلو فریاد
خویش لرزه افتد بر دل بیگانگان
ما کجا و این همه بیگانگی ای فلک
ای فلک دیوانه داند حال ما را
عمو زنجیر باف دنیا رو چجور ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف سفره ی بی بی خالی
نمونده احوالی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف دنیا رو چجور ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
بشکند چون در گلو فریاد
خویش لرزه افتد بر دل بیگانگان
ما کجا و این همه بیگانگی ای فلک
ای فلک دیوانه داند حال ما را
عمو زنجیر باف دنیا رو چجور ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف سفره ی بی بی خالی
نمونده احوالی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف دنیا رو چجوری ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف سفره ی بی بی خالی
نمونده احوالی عمو زنجیر باف
مارها از آستین بیرون زده
از دل طوفانهای شب زده
این هزار دستان که پشت پرده است
ناخداییس که همش می میزنه
اینکه میبینی سرخست صورتم
رنگ من از سیلی دشمن نبود
زخم زخم خودی بود بر دلم
هیچکس فکر تو و این من نبود
عمو زنجیر باف دنیا رو چجور ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف سفره ی بی بی خالی
نمونده احوالی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف دنیا رو چجوری ساختی
قفل به در انداختی عمو زنجیر باف
عمو زنجیر باف سفره ی بی بی خالی
نمونده احوالی عمو زنجیر باف
- عنوان اثر عمو زنجیرباف
- موضوع متن آهنگ
- خواننده مسعود عامری
- ترانه سرا سارا کاشفی
- کد آهنگ 94884
- تاریخ انتشار 2 آذر 1397

