
متن آهنگ ( متن ترانه ) صبح تازه امیرحسین نوشالی

ببین که چشم آسمون وا شده خورشید مهربونی پیدا شده
انگاری ابرا پا رو پس کشیدن گلا تو باغچه ها نفس کشیدن
ما که دلامون قد یه عالمه فرصت دلبستگی هامون کمه
حالا که وقت کاره وقتشه تا یکی بشیم دوباره
یه صبح دیگه س با طلوعی تازه که دستامون زندگی رو میسازه
یه صبح دیگه س با طلوعی تازه که دستامون زندگی رو میسازه
این روزگار هر چی که هست قفس نیست رسیدن به آرزو هوس نیست
تا که خدایی هست و پشتمونه امید فردا توی مشتمونه
این روزگار هر چی که هست قفس نیست رسیدن به آرزو هوس نیست
تا که خدایی هست و پشتمونه امید فردا توی مشتمونه
یه صبح دیگه س با طلوعی تازه که دستامون زندگی رو میسازه
یه صبح دیگه س با طلوعی تازه که دستامون زندگی رو میسازه
این روزگار هر چی که هست قفس نیست رسیدن به آرزو هوس نیست
تا که خدایی هست و پشتمونه امید فردا توی مشتمونه
این روزگار هر چی که هست قفس نیست رسیدن به آرزو هوس نیست
تا که خدایی هست و پشتمونه امید فردا توی مشتمونه
- عنوان اثر صبح تازه
- موضوع متن آهنگ
- خواننده امیرحسین نوشالی
- ترانه سرا محسن خورشیدی
- کد آهنگ 147835
- تاریخ انتشار 13 آبان 1398





